سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
319
طب در دوره صفويه ( فارسى )
خطاب به حضرت على ( ع ) مىفرمايند : « در نيمهء ماه با زنان خود همبستر نشو چه در اين موقع معمولا شيطان حضور دارد » ، به علاوه اعتقاد بر اين بود كه اگر مردى دو بار با زنى همبستر مىشد ، بدون آن كه پس از بار اول عمل غسل انجام داده باشد ، بچهاى كه از همبسترى دوم ممكن است به وجود بيايد ديوانه مىشد ، و همين نتيجه وقتى حاصل مىآمد كه مردى بلافاصله پس از صرف غذا با زنى نزديكى مىكرد . اگر مردى قبل از همآغوشى به عورت زن خيره بشود ، كودك كور به دنيا مىآيد ، كما اين كه اگر زن حاملهاى چشمش به مرده بيفتد همين سرنوشت در انتظار كودكش خواهد بود ، و بالاخره اگر به هنگام همبسترى زن و مرد با هيجان زياد با يكديگر حرف بزنند بچه گنگ متولد مىگرديد . طبيعى است كه يك چنين عقايد و نظرياتى خيلى عاميانه بوده و مبناى علمى و پزشكى نداشتند و هيچ پزشك و متخصصى به آنها اعتقاد نداشت به نحوى كه ما در هيچيك از كتب معتبر پزشكى مطلبى راجع به اين امور مشاهده نمىكنيم . همانطور كه قبلا نيز اشاره شد در كتب پزشكى مطالب زيادى راجع به نقصهاى مادرزادى كودكان نوشته نشده است ، براى مثال من عملا به مطلبى كه دربارهء لب شكرى و يا اشتقاق سق دهان باشد برنخوردهام ، رازى به كودكان شش انگشتى و وجود احتمالى پرده بين انگشتان اشاره كرده است و در كتاب جراحى ايلخانى نيز ذكر گرديده كه درمان اين دو عارضه با عمل جراحى امكانپذير است و مينياتورى از يك چنين عملى آورده شده است « 2 » . منصور نيز در كتاب تشريح خود از كودكى اسم مىبرد كه انگشتهايش فاقد ناخن بود و اظهارنظر مىكند كه مصرف زياده از حد نمك توسط مادر اين طفل در دوران حاملگى موجب پيدايش اين عارضه شده است . در بين نقائص مادرزادى ، قرار نداشتن يك يا هر دو بيضه در كيسه مخصوص به خود ، بيشتر از ساير عوارض مورد بحث قرار گرفته است ، جرجانى متذكر مىشود كه براى پائين آوردن يك چنين بيضهاى بايد محل آن را گرم نگاه داشت و سپس به نقل مطالب ابن سينا مىپردازد و مىگويد كه در قديم جراحان يك نى باريك را به آلت تناسلى مرد وارد مىكردند و در آن مىدميدند تا فشار حاصله موجب پائين آمدن بيضه بشود . در بين نواقص مادرزادى كه شرف الدين صعابونى درمانشان را از راه جراحى امكانپذير مىداند بسته بودن مقعد و دررفتگى استخوانهاى لگن خاصره است و اين هر دو جراحى در مينياتورهاى كتاب جراحى ايلخانى نشان داده شده است « 3 » . هفتمين روز تولد كودك يك روز مخصوص شمرده مىشد و آن را عقيقه مىناميدند . رسم بر اين بود كه در اين روز براى بچه پسر دو بز نر و براى بچه دختر يك بز نر قربانى مىكردند و در همان روز سر طفل را مىتراشيدند و برايش اسمى انتخاب مىكردند كه ممكن بود بعدا به علل مختلف تغيير كند . والدين ترجيح مىدادند اسمى انتخاب كنند كه در آن
--> ( 2 ) - مينياتور شماره 110 - مترجم ( 3 ) - مينياتورهاى شماره 105 و 135 - مترجم